عشق

منتظر حضور قشنگتون بودم. نظر یادتون نره:-/

سلام امروز قرار عشقم و ببینم خدا رو شکر میکنم که فراموشم نکرده وقتی دیدمش چیکار کنم دست و

پام و دارم گم میکنم شدم مثل روز اول که باهاش صحبت کردم چی بهش بگم نمیدونم از خوشحالی

چیکار کنم فقط خدا کنه همیشه سالم باشه و غمش و نبینم دردش واسه من

طاقت ندیدنشو ندارم از دوریش میترکم وقتی نباشه یه چیزی گم کردم اما وقتی پیشم همه چیز دارم

a.ra vaghean dostet daram

+نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت17:28توسط ؟ | |

بی بهانه سلام

 

پائیز گوارای وجود نازنینت نازنین با روزهای مانده چه میکنی؟راستی چرا هر

جه میشمارم تولدت

نمیشود کاش میشد من تقویم را ورق بزنم و انوقت بگذریم............هر روز

روز تولد توست هر وقت برگی

میافتد مرغی بال باز میکند غنجه سپید مریمی عاشق عکسش را در برکه

ای زلال مبیند و خود را

نمیشناسد هر وقت اسمان بغض میکند باران گلوی شمعدانی های صورتی

را که کم کم رنگ میبازند به

هوای امدن تو تازه میکندو هر وقت میائی و دلم میخواهد بمانی اما حیف

می روی.............من و پائیز

قرار گذاشتیم به ان سر فصل دیگر هم سپرده ایم امسال زودتر تولدت

میشود لطف میکنی کمی زودتر

کبوتران هلاک چشم به راه صحن خیس از اشک دلم را به ارزویشان

برسانی.

 

زیبای من ای تنها دلیل رو کردن هر دلیل و ای تنها بهانه اوردن هر بهانه

دیوانه برق نخست نگاه توام با یک

جور بی تابی از نوع بی بازگشتش.

 

می دانی که چه می گویم تنها تو می دانی دیگران اگر بخواهند بدانند هم

نمیتوانند فدای انعکاس فروغ

بینظیر چشمان روشن معصومت محض خاطر تولدت از ان جواب هائی برام

بنویس که جادو میکند.دلم

تنگست برای خودت, تولدت, جادویت, سرزنشتت, هر چه بجز رفتنت.

 

بگذار پرنده سرگردان نگاهم در پناه الاچیق مژگان مجنونت تا ابد احساس

ارامش کند و اتش عطش ام را

با جرعه ای که هیچکس هرگز از اهیچ چشمه ای ننوشیده خاموش که نه

شعلور تر کن.من کلبه

خوشبختی تو را روزی با گل های شوقم فرش خواهم کرد و برایت سایبانی

از جنس پناه پروردگار خواهم

ساخت و قشنگترین لحظه هایم را به پای ساده ترین پروانه ات بودم مجنون

ترین دیوانه ات هستم و چه

بخواهی و چه نخواهی در خانه ات خواهم ماند با عاشق ترین لهجه ای که

یک لیلای با وفا سالها زیر

سایه خورشید در صحرا اموخته است با یک سبد ارزوی در حال رسیدن و

سرخترین حس پروانه مرغی که

می داند هرگز نمی رسد نه تنها تو بلکه به هرکس که روزی ثانیه ای در این

دنیا بوده به کسی که فرصت

دارد هنوز هم در این دنیا باشد وکسی که در تالار انتظار سرنوشت شمارش

معکوس خود را برای به دنیا

 

امدن اغاز کرده است.

 

تولدت را تبریک میگویم دیر نیست روزی که همه به فول  سهراب تو را به

هم تبریک میگویند.

 

................................عزیزم

 

                                         لمس بودنت مبارک.

 

نوشته شده ساعت ۴:۲۰ دقیقه صبح مورخه ۰۴/۰۵/۱۳۹۱ تقدیم به a.r.a

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1391ساعت4:23توسط ؟ | |

میترسم این احساس تو،حسی که عاشقه هنوز
آخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز

میترسم اون برق چشات که روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار کوه آتیش شه زیر پام

تو رو دارم و حالا باور ندارم
از این دنیا دیگه چیری نمی خوام

اگه فلبمو به تو نسپرده بودم
همون روزای اول مرده بودم

میترسم از تنها شدن،از این نگاه رفتنی
ترسمو بیشتر میکنی وقتی نمیگی با منی

میترسم از احساس تو این حس خوب و موندنی
میترسم از روزی که تو حاشا کنی مه با منی

میترسم این احساس تو،حسی که عاشقه هنوز
آخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز

میترسم اون برق چشات که روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار کوه آتیش شه زیر پام

تو رو دارم و حالا باور ندارم
از این دنیا دیگه چیری نمی خوام

اگه فلبمو به تو نسپرده بودم
همون روزای اول مرده بودم


+نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت4:45توسط ؟ | |

امروز تولدم چه ماهی

عکس متحرک تولد

عکس تولد

+نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت5:26توسط ؟ | |

برای تو می نویسم که عاشقانه میخوانی درد دلم را…
برای تو مینویسم ، برای تو که میدانم مثل من عاشقی یا در غم عشقت نشسته ای.
مینویسم تا بخوانی ، من با یک دنیا احساس نوشته ام ، تو نیز با چشمان خیست بخوان.
برای تو می نویسم که عاشقانه دفتر عشق را ورق میزنی و آنچه که برای دلها مینویسم ، با یک عالمه احساس میخوانی.
صفحات دفتر عشق را یکی یکی ورق بزن ، دفتری که صفحه به صفحه آن جای قطره های اشک در آن پیداست.
این قطره های اشک ، قطره های اشک من و آنهاییست که از ته دل متنهای مرا میخوانند.
بخوان همراه با همه ، من نیز می نویسم برای تو و برای همه.
دفتر عشق ، این دفتر کهنه که هر صفحه از آن با کلام عشق آغاز شده برای همه است ، برای عاشقان وبرای آنهاییست که در غم از دست دادن عشق نشسته اند و آنها که تنها در گوشه ای نشسته اند.
دفتر عشق ، دفتریست که هیچگاه صفحات آن که همه از جنس دل است به پایان نمیرسد اما شاید روزی این دستهایم خسته از نوشتن کلام عشق شود.
بخوان آنچه برای تو و برای همه عاشقان دفتر عشق نوشته ام.
بخوان تا من نیز عاشقانه برایت بنویسم.
ببین عشق چه غوغایی در این دفتر عشق به پا کرده.
دلی آدمی را دیوانه کرده ، یک عاشق را مجنون کرده.
برای تو می نویسم که میدانم مثل منی ، همصدا با من ، و همنشین با اشک.
برای تو مینویسم که عاشقترینی ، غمگینترینی و مثل من تنهاترینی.

ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت0:41توسط ؟ | |

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم

 

تک وتنها بودم اما تو رو تنها نمی گذاشتم

 

چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم

 

دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

 

دارم از تو می نویسم که نگی دوستت ندارم          که نگی دوستت ندارم از تو که با یه نگاهت

زیر و روش شد روزگارم دارم از تو می نویسم          موقع نوشتن وقت اسم گذاشتن و کسی و

جز تو نداشتم اسمی جز نمی ذاشتم                  من تموم غصه هام غصه توست اگه غمگین

اون از غصه توست اون از غصه توست                  هی میخواستم که بگم که بدونی حالم

اما ترس و دلهره خط می زد خیالم                       توی گفتن و نگفتن از چه روزایی انقدر رفتم رفتم

که هنوزم بر نگشتم  من تموم غصه هام غصه توست

هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم تو جهنم

سوختم اما می نوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه

نوشتم عشق تو باعثش اگه مردم تو بدون چه کسی

باعثش من تموم غصه هام غصه توست اگه غمگین

اون از غصه توست یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها دمیدی

بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ ندیدی

دل نبود توی دلم  تو رو گرگها نبینن اونا با دندون تیز

به کمینت نشینن الهی من فدای تو چیکار کنم برای تو

اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو

دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات

انقدر می گم تا خسته شم

 

با عشق تو شکسته شم

فدای زندگیم بشم واقعا دوستت دارم عشق منی عمر منی a.r

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت0:55توسط ؟ | |

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت18:49توسط ؟ | |

عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.

 
مینویسم بخاطر عشقم چون بهش گفتم واسش میخوام پست جدید بنویسم تقدیم به عشقم a.r.r
 
عکس هایی از لحظات عاشقانه انتظار
 
 
علاقه، عشق، دوست داشتن، گل
شکسپیر: اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده.
ویکتور هوگو:کسی رو که دوستش داری هر چند وقت یه بار بهش یادآوری کن که او را دوست داری!!!!!!!!!!!
دانشجوی زیست شناسی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... او تکامل خواهد یافت.
دانشجوی آمار: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر دوستت داشته باشد، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است.
علاقه، عشق، دوست داشتن، گل
دانشجوی فیزیک: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است.
دانشجوی حسابداری: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، رسید انبار صادر کن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهکار بفرست.
دانشجوی ریاضی: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن.
علاقه، عشق، دوست داشتن، گل
دانشجوی کامپیوتر: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، از دستور کپی - پیست استفاده کن و اگر نه بهتر است که Delete اش کنی.
دانشجوی خوشبین: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن... نگران نباش بر می گردد.
دانشجوی عجول: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن .... اگر در مدت زمانی معین برنگشت فراموشش کن.
علاقه، عشق، دوست داشتن، گل
دانشجوی شکاک: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ....اگر برگشت، از او بپرس " چرا "؟
دانشجوی صبور: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ....اگر برنگشت، منتظرش بمان تا برگردد.
دانشجوی رشته صنایع: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش کن این کار را مرتب تکرار کن...
تبیان
 
 
 
 
 
 
 
 

ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت18:43توسط ؟ | |

سلام میکنم به عشقم به کل وجودم زندگیم A.r.r

کارت پستال ولنتاین

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره

شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم .

عاشق یک عشق واقعی . عاشق

تو ...

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .

به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت

دارم * .

به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر

باران قدم میزنم . عاشق

بارانم . . .

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های

باران *  دوستت دارم * . 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم  .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .

به عشق دیدنت بی قرارم  . حالا که تو را دارم هیچ

غمی جز غم دلتنگی ات در

دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی  * دوستت

دارم * . . .

من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست

های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .

لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر

است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط  تو را می

خواهم . تو تنها آرزویم

هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای

من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها

به یاد تو هستم . ای عشق

من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها  * دوستت

دارم *  . 

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد .

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره

شد ...

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم

چنان ادامه داشت ...

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت

عاشقانه که بین ما برپاست 

دوستت دارم

A.R خیلی دوستت دارم.ولنتاینت مبارک عشقم

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت1:8توسط ؟ | |

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

دوستت‌دارم‌

ادامه مطلب ...-->

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت12:37توسط ؟ | |

                                    قبل از ازدواج

 

پسر: آره. خیلی انتظار برام سخت بود.

دختر: می خوای ترکت کنم؟

پسر: نه! حتی فکرشم نکن.

دختر: دوستم داری؟

پسر: البته! خیلی زیاد!

دختر: تاحالا به من خیانت کردی؟

پسر: نه! این که اصلاً سوال کردن نداره؟

دختر: منو می بوسی؟

پسر: هر فرصتی که گیر بیارم!

دختر: کتکم میزنی؟

پسر: دیوونه ای؟ من از اون جور آدما نیستم!

دختر: می تونم بهت اعتماد کنم؟

پسر: بله!

دختر: عزیزم!

 

بعد از ازدواج......

کافیه عبارات را از پایین به بالا بخونید!

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت12:30توسط ؟ | |

سلام از اینکه به من سر میزنید ممنون

این پست درباره اینکه تو یکی از لینکهای من نگاه کنید

ونظرات خودتون و بگید

لینک آلبوم عکسم.

 

با تشکر serenti_piti80

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت16:13توسط ؟ | |

سلام میدونم که خیلی وقت که

 

نیستم و

 

آپ نکردم اما امروز آپ زیبایی دارم.

 

1:گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم گفت با

استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم

گفت

با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه

بنويسم

گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم گفت

بنويس دوست دارم.

 

 

2:وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است.........

وقتي که خنديديم گفتن ديونه است..................

وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره.................

 وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش.......

وقتي که حرف زديم گفتن پرحرفه.............

 وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه...............

 

حالا ام که عاشقيم مي گن گناه

 

 

 

3:براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق

قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

 براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار

 پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند

ولي پيمان نشكن . براي عشق جون

خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

 براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.

 

serenti_piti80

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت15:34توسط ؟ | |

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري

 

او را

 

اسير کرده است؟ خنديدم و گفتم او فقط اسير

 

من است

 

تنها دقايقي چند تأخير کرده است. گفتم امروز

 

هوا سرد

 

بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است.

 

خنديد به

 

سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را

 

زنجير کرده

 

است. گفتم از عشق من چنين سخن مگوي.

 

گفت

 

خوابي،او سال‌ها دير کرده است.

 

در آيينه به خود نگاه

 

مي‌کنم . عشق تو عجيب مرا پير کرده است.

 

آيينه راست

 

گفت که منتظر نباش، او براي هميشه دير

 

کرده است.

+نوشته شده در شنبه هشتم خرداد 1389ساعت16:3توسط ؟ | |

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم

درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و

وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن،

کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و

به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی.

+نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت16:58توسط ؟ | |

سلام به همه دوستان امروز ۲۸/اسفند/۸۸

ساعت ۱۰:۵۵  دقیقه است

پیشاپیش سال جدید و تبریک بگم انشاالله

سال خوبی  داشته باشید

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت11:1توسط ؟ | |

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با

چهره های زیبا جلوي در ديد.

به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم

 

ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد

داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»

آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»

زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از

خانه رفته.»

آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم

منتظر می مانیم.»

عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن

ماجرا را براي او تعريف کرد.

شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو

شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»

زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد.

آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي

شويم.»

زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از

پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام

او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد

و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من

عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک

از ما وارد خانه شما شويم.»

زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را

تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت

را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود!

» ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:«

چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»

فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد،

پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت

کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»

مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون

رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق

است؟ او مهمان ماست.»

عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند

شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پ

رسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»

پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا

موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي

 

آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و

 

موفقيت هم هست! »

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت18:39توسط ؟ | |

دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت


دختر:آروم تر من ميترسم


پسر:نه داره خوش ميگذره


دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه


پسر:پس بگو دوستم داري


دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر


پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)


پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه


و.....


روزنامه هاي روز بعد: موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که اول سر پاييني پسر که سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره(براي اخرين بار)

دومین داستان در ادامه مطلب


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت1:9توسط ؟ | |

ممکن است در این خصوص چیزی را به خاطر نیاورید و به تقویم مراجعه کنید ، بله اگر به تقویم مراجعه کردید خواهید فهمید که این تاریخ (روز ولنتاین) خوانده میشود. همان روزی که عاشقان به عشقهای خود هدیه ای به رسم ابراز علاقه و محبت میدهند و تلاش میکنند تا عشق آنها دوام و ثبات بیشتری یابد.با این توضیح ممکن است پرسیده شود اصولأ در این تاریخ چه اتفاقی افتاده که هم اینک در دنیای امروزی اینقدر ارزشمند شمرده میشود

 داستان واقعی ولنتاین

ولنتاین مقدس یک کشیش مسیحی بوده که در قرن سوم خدمت میکرده است. زمانی که امپراتور Cladius دوم بر روم حکم رانی میکرده. کلادیوس دریافت که مردان مجرد از آنجایی که همسر و خانواده ندارند نسبت به مردان متأهل بیشتر به سربازی روی آورده و سربازان جنگجو و بهتری نیز میباشند. از همین رو ازدواج برای مردان را تا سن بالا ممنوع و غیر قانونی اعلام کرد. ولنتاین که این امر را ناعادلانه و ظلمانه میپنداشت از فرمان کلادیوس سر باز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان را به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامی که عمل ولنتاین برملا گشت کلادیوس حکم اعدام را برای وی صادر کرد. خود ولنتاین نخستین فردی بود که برای اولین بار نامه عشق (معروف به نامه ولنتاین) را نوشت. وی هنگامی که در زندان بود عاشق دختر زندانبان خود شد و این دختر هم همیشه به ملاقات او میرفت. در انتهای نامه های او چنین مینوشت : که هم اکنون نیز این عبارت در نامه های عاشقانه به کار میرود. ولنتاین در روز 14 فوریه سال 269 میلادی اعدام شد. و به خاطر گرامیداشت وی این روز را روز عشاق یا ولنتاین نام گذاری کرده اند.


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت14:13توسط ؟ | |

English - I love you
Afrikaans - Ek het jou lief
Albanian - Te dua
Arabic - Ana behibak (to male)
Arabic - Ana behibek (to female)
Armenian - Yes kez sirumen
Bambara - M'bi fe
Bangla - Aamee tuma ke bhalo aashi
Belarusian - Ya tabe kahayu
Bisaya - Nahigugma ako kanimo
Bulgarian - Obicham te
Cambodian - Soro lahn nhee ah
Cantonese Chinese - Ngo oiy ney a
Catalan - T'estimo
Cheyenne - Ne mohotatse
Chichewa - Ndimakukonda
Corsican - Ti tengu caru (to male)
Creol - Mi aime jou
Croatian - Volim te
Czech - Miluji te
Danish - Jeg Elsker Dig
Dutch - Ik hou van jou
Esperanto - Mi amas vin
Estonian - Ma armastan sind
Ethiopian - Afgreki'
Faroese - Eg elski teg
Farsi - Doset daram
Filipino - Mahal kita
Finnish - Mina rakastan sinua
French - Je t'aime, Je t'adore
Gaelic - Ta gra agam ort
Georgian - Mikvarhar
German - Ich liebe dich
Greek - S'agapo
Gujarati - Hoo thunay prem karoo choo
Hiligaynon - Palangga ko ikaw
Hawaiian - Aloha wau ia oi
Hebrew - Ani ohev otah (to female)
Hebrew - Ani ohev et otha (to male)
Hiligaynon - Guina higugma ko ikaw
Hindi - Hum Tumhe Pyar Karte hae
Hmong - Kuv hlub koj
Hopi - Nu' umi unangwa'ta
Hungarian - Szeretlek
Icelandic - Eg elska tig
Ilonggo - Palangga ko ikaw
Indonesian - Saya cinta padamu
Inuit - Negligevapse
Irish - Taim i' ngra leat
Italian - Ti amo
Japanese - Aishiteru
Kannada - Naanu ninna preetisuttene
Kapampangan - Kaluguran daka
Kiswahili - Nakupenda
Konkani - Tu magel moga cho
Korean - Sarang Heyo
Latin - Te amo
Latvian - Es tevi miilu
Lebanese - Bahibak
Lithuanian - Tave myliu
Malay - Saya cintakan mu / Aku cinta padamu
Malayalam - Njan Ninne Premikunnu
Mandarin Chinese - Wo ai ni
Marathi - Me tula prem karto
Mohawk - Kanbhik
Moroccan - Ana moajaba bik
Nahuatl - Ni mits neki
Navaho - Ayor anosh'ni
Norwegian - Jeg Elsker Deg
Pandacan - Syota na kita!!
Pangasinan - Inaru Taka
Papiamento - Mi ta stimabo
Persian - Doo-set daaram
Pig Latin - Iay ovlay ouyay
Polish - Kocham Ciebie
Portuguese - Eu te amo
Romanian - Te ubesk
Russian - Ya tebya liubliu
Scot Gaelic - Tha gra\dh agam ort
Serbian - Volim te
Setswana - Ke a go rata
Sindhi - Maa tokhe pyar kendo ahyan
Sioux - Techihhila
Slovak - Lu`bim ta
Slovenian - Ljubim te
Spanish - Te quiero / Te amo
Swahili - Ninapenda wewe
Swedish - Jag alskar dig
Swiss-German - Ich lieb Di
Tagalog - Mahal kita
Taiwanese - Wa ga ei li
Tahitian - Ua Here Vau Ia Oe
Tamil - Nan unnai kathalikaraen
Telugu - Nenu ninnu premistunnanu
Thai - Chan rak khun (to male)
Thai - Phom rak khun (to female)
Turkish - Seni Seviyorum
Ukrainian - Ya tebe kahayu
Urdu - mai aap say pyaar karta hoo
Vietnamese - Anh ye^u em (to female)
Vietnamese - Em ye^u anh (to male)
Welsh - 'Rwy'n dy garu
Yiddish - Ikh hob dikh
Yoruba - Mo ni fe

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت14:43توسط ؟ | |

عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي . عشق نمي پرسه که دوستم داري فقط ميگه : دوستت دارم
 
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود
 
 سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشکند !!
 
عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم
 
 
اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من
 
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد  

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

 

هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند

 

اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود

 

بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني که مي خوا ستم10 مي خواستم مامانو 10 تا دوست داشتم خلا صه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود حالا نمي دونم که دنيا چقدره نهايت دوست داشتن چندتاست ده تا بستني هم کفافمو نمي ده خيلي هم طمعه کار شده ام اما مي خوام بگم دوستت دارم مي دوني چقدر؟ به اندازه همون ده تاي بچگي

 

انقدر از زندگاني دلگير و دلسردم که روزي اگر بميرم مر گ خود را جشن مي گيرم

 

زندگي شهد گلي است که زنبور زمانه مي مکدش انچه مي ماند عسل خاطره ها ست

 

هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودت رو کوچک نکني

 

به چشمانت بياموز ؛که هرکس ارزش ديدن نداردبه دستانت بياموز ،که هرگل ارزش چيدن نداردبه قلبت بياموز که هر کس کنج آن جايي ندارد

 

اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم

 

زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است

 

در غرور اشک من همیشه یاد تو بود در سکوت سینه فریاد تو بود

 

چشم وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که برای هم باشیم

 

در این دنیا نکردم من کناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی اگر باشد نگاه من گناهی مجازتم کن هر طور که خواهی

 

زندگی دو روز است یه روز با تو یه روز برعلیه تو ان روز که با توست مغرور نشو ان روزکه برعلیه توست نا امید نشو

 

می گن قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من..

 

 به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم

 

می رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني

 

اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛ اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون

 

می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

 

عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ

 

هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني

 

 وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه

 

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

 

سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ، عاقبت برعشق من خنديد ورفت ، اشك درچشمان سردم حلقه زد ، بي مروت گريه ام راديد و رفت

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت مي‌كنيم. خرس رفت خوابيد ولي نمي‌دونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه

 

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

 

معرفت را باید از سیگار یاد بگیرید , با اینکه که میدونه بعد از اینکه تموم شد زیر پا لهش می کنی ولی بازم تا آخرش به پات می سوزه

 

سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستش

+نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت17:33توسط ؟ | |

یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم . آخه من اینجا خیلی تنهام.... بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.. بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور، جایی که هیچ مزاحمی نباشه. وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا. آخه میدونی من اونجا خیلی تنهام...
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من اینجاخیلی تنهام... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
حالا اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم. چیزی که بیشتر از این خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه من تنهای تنهام.....

+نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت0:18توسط ؟ | |

یک دختر جوان براي يك مأموريت کاری چندماهه به کشوری دیگر رفت. پس

از دو ماه، نامه اي از نامزد خود دريافت کرد که در آن نوشته شده بود:

مری عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و

بايد اعتراف کنم كه دراين مدت ده بار به توخيانت كرده ام !!! و مي دانم كه

نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عكسي كه به تو

داده بودم برايم پس بفرست.

 

با عشق : مایکل

دختر جوان خیلی ناراحت شد برای همین از همه همكاران و

دوستانش خواست كه هر عكسي از نامزد، برادر، پسر عمو، پسر دايي ...

خودشان دارند را به او قرض بدهند!!!

سپس همه عکس ها را به همراه یادداشتی برای مایکل فرستاد.

در یادداشت نوشته شده بود:

 

مایکل عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فكر كردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً

عكس خودت را ازميان عكسهاي توي پاكت جدا كن و بقيه را برای من

بفرست!!!

 نظر يادتون نره                                                                     serenti_piti80

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت11:15توسط ؟ | |

سكوت عشق 

خداحافظ همین حالا

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمهام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویاها

بدونیم بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

خداحافظ

خداحافظ

همین حالا

خداحافظ


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت18:19توسط ؟ | |

http://i23.tinypic.com/xm5nit.jpg

مي نويسم از خود تا نگويند از خود هيچ نگفت....

مي گويم از غم هايم تا نگويند در دلش جز شادي مهماني نبود...
غم نداشتنت چون تيک تاک ساعت در هر لحظه از شبانه روز در باورم تکرار مي شود و غم نبودنت همچون باراني دل غم گرفته ام را مي شويد ...
چه کسي غم دلم را خواهد فهميد در زمانه اي که فرياد دلم را با خنده اي به ديگران نشان مي دهم...
چه کسي مرا خواهد خواند در روزگاري که خود براي دلتنگي هايم مرهمي نمي يابم...
چه بايد گفت در ديناي که بر روي لبها خنده گمرنگ شده و کمتر کسي خنده را به ياد دارد ، در سرزميني که دلها پر  از نگفته هاس ؛ تبسمي هر چند کوتاه و گذرا بر لب مي آورم که براي لحظاتي غم را زيادشان برم و غم خود را گمرنگ نمايم...


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت18:6توسط ؟ | |

http://persian-star.net/1388/2/13/3.jpg



زندگي به من آموخت چگونه اشک بر يزم  ... 

اما اشک به من نياموخت چگونه زندگي کنم ...

زندگي به من آموخت درد و رنج چيست  ... 

ولي به من نياموخت چگونه تحملش کنم ...

زندگي به من آموخت بي صدا گر يستن را ...

پس تا  هست زندگي بايد کرد ...

تا عشق هست  ...  عاشقي بايد کرد

تا دوستي هست  ...  دوست بايد داشت

تا دل هست  ...  بايد باخت

تا اشک هست  ...  بايد ر يخت

تا لب هست  ...  بوسه بايد زد

تا بوسه هست  ...  بايد زد

تا معشوق هست  ...  عاشق بايد بود

تا شب هست  ...  بيدار بايد بود 

تا هستي  ...  بايد بود  ...

+نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت18:5توسط ؟ | |

 : مطالب زیر نهایت عشق را می رسونه ........ خودتون بخونید

۱۰۰۰  مرتبه ۹۰۰ جملهء عاشقانه را روی ۸۰۰ جای مختلف به ۷۰۰ زبان

  و پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم! ۵۰۰ تای آن را در ۴۰۰ جملهگنجاندم و به ۳۰۰ زبان

 در ۲۰۰ برگ ترجمه کردم. ۱۰۰ تای آن را ۹۰ روز ...روزی ۸۰ مرتبه برای خودم خواندم!

۷۰ تای آن را آموختم و بیش از ۶۰ تای آنراترجمه کردم و ۵۰ غروبرا از ۴۰ سمت به نظاره

 نشستم.در ماه ۳۰ روزه ، بيشتراز ۲۰ روز ۱۰ بار از تو ۹ سوال كردم . ۸ سوال من را ۷ مرتبه در

۶ روز جواب دادي. با ۵ واسطه ۴ دفعه تو ر۳ جا دعوت كردم ... ۲ ساعت خواهش كردم تا ۱ بار گفتي:

دوستت دارم


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت20:10توسط ؟ | |

مي خوام تو رو كه باشي جون بدي تا نميرم


عزيز هم ترانه تو واژها اسيرم


مي خوام تو رو كه باشي تو دم دم نفسهام


تو لحظه هاي دردم محكم بگيري دستام


مي خوام تو رو كه باشي حتي اگه نباشم


حتي اگه تو رويام خيال رفته باشم


مي خوام تو رو كه باشي گم بشي تو وجودم


حتي اگه نبودي من عاشق تو بودم


         آهنگ رضا صادقي

با تشكر از همه دوستان اين شعر و تقديم  ميكنم به آبجيم شيوا  كه ازش خبري ندارم چند وقت به سارا مريم و همه اونايي كه اسمشون يادم رفته

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت17:10توسط ؟ | |

بی قرارم واسه چشمات اون نگاهی که به یک دنیا می ارزه

می خوام از تو بنویسم اما اسمت که میاد دستم می لرزه

چیکه چیکه آب شدم من وقتی گفتی که نمی خوام با تو بمونم

حالا تنها یه پریشون خیلی وقته که دیگه بی همزبونم

من هنوز از تو می خونم عاشقونه جای دستای تو خالی 

توی خونه من هنوز از تو می خونم عاشقونه

خواب چشمات میبنم فردا آفتابی دنیا تو میشی

تعبیر خوابم می رسم به آرزوهام  میدونم میآیی دوباره

آسمون آفتابی میشه باز بهارمیاد سراغت گلدونای پشت شیشه

چشم به راه تو می مونم اگه می شنوی صدام و تکیه کن بازم به شونم

گوش بده ترانه هامو  یه دریچه مهربونی هدیه کن به خلوت من 

نشو با دلم غریبه سر بزن  به غربت من من هنوز از تو میخونم

 

                                            عاشقونه 

 

+نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت22:31توسط ؟ | |

 

مهربانترین آدم دنیا: مادر

 شيرين ترين لحظه زندگي:   عيدي گرفتن يك بچه

بهترين دوست نوجواني: تنهايي

يهترین هدیه جواني: نگاه                                                                                           

فتنه انگيزترين چيز توي زندگي:دروغ                     

بهتريم هديه دوران عاشقي:بوسه

+نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت1:9توسط ؟ | |